قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
1148
تاريخ الفي ( فارسى )
قناديل مساجد را باز نموده به سپاه قسمت كرد . عدىّ بن ارطاة هريك از لشكريان را دو درم داده گفت : من بيش از اين از بيت المال تصرّف نمىتوانم كرد . « 1 » چون يزيد لشكر بسيار به هم رسانيد به عدىّ بن ارطاة پيغام داد كه دست از برادران من بازدار تا از اين شهر به جاى ديگر رويم . عدىّ ملتمس او اجابت نكرده هر دو فريق مستعد قتال و جدال گشتند . و بعد از محاربهء بسيار عدىّ منهزم [ 154 ب ] گشته در قصر امارت متحصّن شد . لشكر يزيد نردبانها نهاده بر كوشك بالا رفتند و عدىّ بن ارطاة را گرفته پيش يزيد آوردند . « 2 » چون عدىّ نزد يزيد بن مهلّب آمد بنياد خنده كرد . يزيد گفت : اى عدىّ سبب خنده چيست ؟ اگر تو عقل و حيا مىداشتى امروز بر دو چيز مىگريستى . يكى آنكه از معركه گريختى ، ديگر آنكه در رنگ زنان خود را به دست دادى . و چون بندهء گريختهاى كه او را پيش خداوند آرند تو را پيش من آوردند ، معهذا از من زنهار ندادى و بر جان خود ايمن نيستى . عدىّ گفت : آرى ، اگرچه تو اكنون بر من قدرت يافتى ، امّا من به يقين مىدانم كه تو را به خون من بگيرند . زندگانى تو به حيات من وابسته است و تو را مخالفت با امير المؤمنين يزيد بن عبد الملك سود نمىدارد . بايد كه ترك اين غدر و فتنه انگيختن نمايى . القصّه ؛ ميانهء يزيد بن مهلّب و عدىّ بن ارطاة مناظره و مكالمه بسيار گذشت كه ايراد آن موجب تطويل بىفايده بود . آخر الامر يزيد فرمود تا عدىّ را به زندان بردند . چون يزيد بن مهلّب بر ولايت بصره استيلا يافت اكثر معارف آن ديار گريخته بعضى به شام و بعضى به كوفه رفتند . از جمله كسانى كه به شام رفتند يكى حوارى بن زياد بود و دويم عمرو ثقفى . ايشان در اثناء راه ديدند كه خالد بن عبد العزيز قسرى ، عمرو بن يزيد حكمى ، [ و ] حميد بن عبد الملك [ بن مهلّب ] « 3 » از پيش يزيد بن عبد الملك زنهار نامهاى جهت يزيد بن مهلّب به والى بصره نوشته كه : « بايد متعرّض آل مهلّب نشوى و يزيد بن مهلّب آنچه مىخواهد به او گذارى و رعايت خاطر او را واجب شناسى . » حوارى بن زياد و عمرو ثقفى چون اين معنى را دانستند ايشان را از رفتن بصره مانع آمده گفتند : اكنون كار يزيد بن مهلّب از آن گذشته كه شما زنهار نامهء امير المؤمنين جهت او بريد ؛ چه او والى بصره را گرفته در بند كرده و ممكن است كه الحال او را كشته باشد ، و چندين كس را كشته ، و اكنون در استعداد جنگ با امير المؤمنين است .
--> ( 1 ) . فرزدق در خصوص خسّت عدىّ در پرداختن صله به لشكريان دو بيت شعر گفته كه گوياى حال و هواى اجتماعى آن روز بصره است ؛ - پيشين ، ص 275 . ( 2 ) . ابن اثير مىگويد : يزيد بن مهلّب در خانهء سليمان بن زياد بن ابيه - كه در نزديكى قصر قرار داشت - بيتوته كرده دستور فتح قصر را صادر كرد ؛ - پيشين ، ص 276 . ( 3 ) . حميد بن عبد الملك - پس از اينكه پيشنهاد صلح يزيد بن مهلّب از طرف عدىّ بن ارطاة رد شد - به نزد يزيد بن عبد الملك به شام رفت تا براى حلّ مشكل چارهاى بينديشيد ؛ - نهاية الأرب ، ج 6 ، ص 304 .